تبلیغات X
با تو آرومم

با تو آرومم

گفتند: کلاغ، شادمان گفتم: پر

گفتند: کبوترانمان، گفتم: پر

گفتند: خودت، به اوج اندیشیدم

در حسرت رنگ آسمان، گفتم: پر!

گفتند: مگر پرنده ای؟ خندیدم

گفتند: تو باختی و من رنجیدم!

در بازی کودکان فریبم دادند!

احساس بزرگ پر زدن را چیدم

آن روز به خاک آشنایم کردند

از نغمه پرواز جدایم کردند!

آن باور آسمانی از یادم رفت

در پهنه این زمین رهایم کردند!  

گفتند: پرنده، گریه ام را دیدند

دیوانه خاک بودم و فهمیدند

گفتم: که نمی پرد نگاهم کردند

بر بازی اشتباه من خندیدند...

                 «نغمه رضایی»


موضوعات مرتبط: [CategoryName]

برچسب‌ها: [TagName]
[ بیست و هشتم اسفند 1395 ] [ 04:30 ] [ adamak ]

بعد از تو از هر قطره باران بدم آمد

از جاده های ابریِ گرگان بدم آمد

گفتم که پا خوردی و زیبایی ! ولی ... بانو !

بعد از تو من از قالی کرمان بدم آمد

چشمان تو هم رنگِ جنگل های انبوهند

بعد از تو از سرسبزیِ گیلان بدم آمد

بعد از تو از هر کس که می خندید ، رنجیدم

از پسته خندان رفسنجان بدم آمد

تو خاطرات زیرِ باران با خودت داری

بعد از تو ، من از عشق ... از باران ... بدم آمد

" حسن حسن پور "


موضوعات مرتبط: [CategoryName]

برچسب‌ها: [TagName]
[ بیست و هشتم اسفند 1395 ] [ 04:24 ] [ adamak ]
درباره وبلاگ
آرشيو مطالب
طراح قالب
امکانات وب